ماجرای عرضه سهام سایپا در بورس شبیه همان موقعی است که پدر خانواده تصمیم میگیرد خانه را بفروشد، اما قبلش باید معلوم کند کلیدش دست کیست و سندش کجاست؟ ظاهر قضیه که سادهاست؛ یک شرکت بزرگ خودروسازی قرار است وارد بورس شود تا شفافتر، رقابتیتر و مردمیتر شود. اما در عمل، داستانی داریم که بیشتر شبیه یک رمان پلیسی با تم اقتصادی است تا یک تصمیم کلان مدیریتی.
بیتران، مانی حدادی: مهمترین شخصیت این رمان هم شخصیتی است به نام «سهام تودلی/چرخشی». اسمش شاید کمی فانتزی به نظر برسد، ولی در واقعیت یکی از جدیترین گرههای ساختار مالکیتی در شرکتهای بزرگ است. سهام تودلی یعنی وقتی یک شرکت، بخشی از سهام خودش را نه واقعاً به مردم یا سرمایهگذاران مستقل، بلکه به شرکتهای زیرمجموعه یا وابسته خودش دادهباشد. یعنی انگار پول را از جیب راست گذاشته باشد در جیب چپ، بعد هم با جدیت بگوید «سرمایهگذاری افزایش پیدا کرد».
بیشتر بدانید: نگاهی به تاریخ صنعت خودرو در ایران (قسمت پنجم) ژنرالهای جاده مخصوص؛ چه کسانی صنعت خودرو را از آوار جنگ نجات دادند؟
در سایپا این داستان سالهاست شکل گرفته. یک شبکه درهمتنیده از شرکتهای اقماری، هلدینگها و مالکیتهای متقاطع که اگر بخواهیم ساده بگوییم، شبیه شهری است که در آن همه صاحبخانهها همزمان هم مالک همدیگر هستند هم مستاجر همدیگر. نتیجهاش هم این میشود که وقتی میخواهیم بفهمیم صاحب واقعی سایپا کیست، باید همزمان هم حسابدار باشیم، هم کارآگاه و شاید هم کمی فیلسوف.

گیرِ کار کجاست؟
فکر کنید حالا در این بین بحث عرضه سایپا در بورس مطرح شده. اگر فقط در حد تیتر نگاهش کنیم، شبیه یک حرکت رو به جلو است. یعنی از خصوصیسازی به شفافیت و درنهایت جذب سرمایه. اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، میبینیم قبل از رسیدن به خط پایان، هنوز چندین مانع سر راه سبز شدهاند که مهمترینشان همین ساختار مالکیت درونی است. بدون حل این موضوع، عرضه سهام بیشتر شبیه این است که بخواهیم خانهای را بفروشیم، ولی هنوز درباره اینکه حمام جزو ملک اصلی هست یا مشاع، اختلاف نظر وجود داشتهباشد.
بیشتر بدانید: شرکت کروز سایپا را میخورد؟ بزرگترین بحران صنعت خودرو ایران؟
هر بار که صحبت از واگذاری یا اصلاح ساختار میشود، بازار سرمایه کمی امیدوار میشود، قیمتها کمی بالا و پایین میروند و بعد دوباره همه منتظر میمانند ببینند این بار داستان واقعاً به فصل بعد میرسد یا نه. در مورد سایپا، موضوع پیچیدهتر از این حرفها است. این مجموعه در دل خود یک صنعت بزرگ، هزاران شغل، زنجیرهای از قطعهسازان و البته حجم قابل توجهی از بدهی و حمایتهای مالی را دارد. به همین دلیل تصمیمگیری درباره آن نمیتواند فقط با رویکرد مالی باشد. شاید یک جور «اقتصادی-سیاسی تمامعیار» است. یعنی هر تصمیمی، همزمان روی چندین گروه اثر میگذارد. از دولت گرفته تا بانکها، از قطعهسازها تا سهامداران خردی که با امید به رشد قیمت، هر روز تابلو را چک میکنند.

دو مسیر متفاوت با دو بازیگر متفاوت
اگر بخواهیم کمی واقعگرایانه نگاه کنیم، عرضه سایپا در بورس دو مسیر متفاوت میتواند داشتهباشد. مسیر اول این است که اصلاحات واقعی انجام شود. یعنی سهام تودلی جمع و ساختار مالکیت شفاف شود و شرکت واقعاً شبیه یک بنگاه اقتصادی رقابتی عمل کند. در این حالت، بازار سرمایه هم احتمالاً برای مدتی خوشحال میشود، چون بالاخره یک نرخ واقعی و پایدار را روی تابلوی بورس میبیند، نه عددی که با چند تکنیک «بازی و ریاضی» ترمیم شدهباشد.
اما مسیر دوم. مسیری که در اقتصاد ایران سابقهاش هم کم نیست. این که عرضه انجام شود، بدون اینکه گرههای اصلی باز شدهباشند. در این حالت، همه چیز ظاهراً حل و فصل میشود. اما زیر پوست ماجرا همان فرمت قدیمی و پوسیده باقی میماند. طعم این دسر را که اوایلش مزهمزه میکنید جذاب است ولی کمی که میگذرد تکراری بودنش توی ذوق میزند.
چسبندگی منافع
در چنین ساختارهایی همیشه گروههایی وجود دارند که از وضعیت فعلی سود میبرند و طبیعتاً خیلی علاقهمند نیستند که بازی به هم بخورد. در ادبیات اقتصادی به این وضعیتها گاهی «چسبندگی منافع» میگویند. مثل یک صندلی راحت که هر کسی روی آن نشسته، به سختی حاضر است بلند شود. حتی اگر همه بدانند پایههایش کمی لق شدهاست.
حالا چرا بعضیها میخواهند این اتفاق سریعتر بیفتد و بعضیها مقاومت میکنند؟ اینجا وارد بخش جذاب ماجرا میشویم. جایی که اقتصاد با سیاست و منافع گره میخورد. گروههایی که از وضعیت فعلی سود میبرند، معمولاً علاقهای به شفاف شدن کامل ندارند. چون در ساختارهای پیچیده، همیشه جا برای مدیریت غیرشفاف، تصمیمگیریهای خاص و حفظ منافع وجود دارد. وقتی همه چیز شفاف شود، این فضاها کوچکتر میشود.
در مقابل، گروههایی هم هستند که از عرضه و شفافیت سود میبرند. مثل سرمایهگذاران جدید، بازار سرمایه، یا حتی بخشی از سیاستگذار که به دنبال کاهش بار مالی دولت است. برای این گروهها، عرضه سایپا یعنی باز شدن یک گره بزرگ اقتصادی و ورود سرمایه جدید به سیستم.

آن ۴۲ درصد کذایی
میگویند گاو را پوست کنید و به دُمش رسیده. میگویند فقط صحبت از واگذاری یک بلوک ۴۲ درصدی است و بعد از تمام. بلوکی که عملاً میتواند کنترل مدیریتی سایپا را از یک مجموعه به مجموعهای دیگر منتقل کند.
عدد ۴۲ درصد شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد. مگر با ۴۲ درصد میشود یک شرکت را ادارهکرد؟ پاسخ بازار سرمایه، بله است. در بسیاری از شرکتهای بورسی، هیچ سهامداری مالک ۵۱ درصد سهام نیست. بنابراین کسی که بزرگترین بلوک سهام را در اختیار بگیرد، معمولاً میتواند اکثریت هیئتمدیره را انتخاب کند و سکان مدیریت شرکت را به دست بگیرد. یعنی در عمل، فروش این بلوک فروش سهام نیست، فروش فرمان خودرو است.
بیشتر بدانید: چرا سایپا خودرو شاهین را تحویل نمی دهد؟
بیایید قضیه را داغ کنیم. این ۴۲ درصد، همان سهام چرخهای یا تودلی است. همان حالت «آینه روبهروی آینه». آنهایی که موافقاند میگویند واگذاری این بلوک ۴۲ درصدی، مدیریت حرفهایتر، پاسخگویی بیشتر و تصمیمگیری اقتصادیتر را به همراه خواهد داشت. در مقابل، مخالفان میگویند مسئله که فقط فروش نیست، بلکه این است که «به چه کسی فروخته میشود؟». اگر قرار باشد سهام از یک شبکه غیرشفاف به شبکه غیرشفاف دیگری منتقل شود، فقط نام مالک عوض شده و مشکل اصلی پابرجا میماند.
نقل و انتقال بزرگ
ارزشگذاری رسمی این بلوک هم انجام شده. بر اساس گزارش کارشناسان رسمی، ارزش هر سهم سایپا حدود ۲ هزار و ۷۵ ریال برآورد شدهو ارزش کل بلوک ۴۲ درصدی به حدود ۳۳۶ هزار میلیارد تومان میرسد. یکی از بزرگترین نقلوانتقالهای مدیریتی تاریخ صنعت خودرو ایران.
تازه متقاضی خرید این بلوک هم کم نیست. تا حالا که ۹ شخص حقوقی و کنسرسیوم برای خریدش اعلام آمادگی کردهاند. از خودروسازان و قطعهسازان گرفته تا بانکها، هلدینگهای سرمایهگذاری و حتی شرکتهای فعال در صنایع دیگر. اهمیت این واگذاری از جایی بیشتر میشود که بدانیم همزمان با انتقال این بلوک، ۳ کرسی هیئتمدیره سایپا نیز به خریدار منتقل خواهد شد. یعنی برنده این مزایده عملاً اختیار تعیین مدیرعامل، سیاستهای کلان و مسیر آینده سایپا را نیز به دست خواهد گرفت.

آزمونی برای کل اقتصاد ایران
کل فرایند واگذاری سایپا بیشتر شبیه یک آزمون بزرگ است. اینکه آیا میتوان یک ساختار قدیمی، پیچیدهو درهمتنیده را به یک شرکت شفاف و قابل اعتماد در بازار سرمایه تبدیل کرد یا نه. اگر این کار درست انجام شود، میتواند یکی از مهمترین تغییرات در اقتصاد ایران باشد. اما اگر فقط در حد ظاهر باقی بماند، احتمالاً فقط یک فصل جدید از همان سریال قدیمی خواهد بود. سریالی که اسمش تغییر میکند، اما داستانش خیلی فرق نمیکند. یعنی همان مشکلات قدیمی، فقط با یک برچسب جدید. در این حالت، بازار سرمایه در کوتاهمدت هیجانزده میشود، قیمتها بالا و پایین میشوند، اما در نهایت اقتصاد، واقعیت خشک و بیرحم خودش را تحمیل میکند.
در کانال آپارات بیت ران ببینید:
تست قدرت واقعی شاهین CVT روی داینو! | مقایسه شاهین دندهای و اتومات
پارس نوآ سدان جدید پارس خودرو یا ال ۹۰ جدید چگونه است؟
تست و بررسی وحشتناک دنا توربو اسپرت تا حد مرگ
بررسی و تست دنا پلاس توربو اتوماتیک
تست و بررسی تخصصی چانگان CS55 Plus در جاده
رازهای پژو پارس با موتور جدید ؛ تست پرشیا زیر فشار
سیر تا پیاز خودرو شاهین سایپا در تست فنی
تست دنا جوانان با موتور EFP
مقایسه و تست شاهین و تارا : برنده کدامیک است؟
درگ ایرانی با فرانسوی: تست ریرا در برابر پژو ۲۰۰۸ کدام خودرو سریعتر است؟
بهترین راهنمای خرید سمند سورن
تست و بررسی تخصصی چانگان CS55 Plus ؛ در جاده، در دل پیچها
کارخانه هلیکوپترسازی بل و داستان راهاندازی خط تولید آن در ایران
داستان نامگذاری شرکت مزدا و پایه گذار آن که عاشق ایران بود
بهترین راهنمای خرید امویام | X22 معمولی یا پرو؟ یا اصلاً X33 کراس؟
نوشته سایپا و بازی مبهم سهامهای تودلی | خصوصیسازی یا انتقال بحران؟ اولین بار در بیت ران. پدیدار شد.