بورس کالا می‌تواند فاصله قیمت‌گذاری دستوری و واقعیت بازار خودرو را کاهش دهد

دسته بندی : اخبار روز کد خبر :98658
1405/07/01
101

بورس کالا می‌تواند فاصله قیمت‌گذاری دستوری و واقعیت بازار خودرو را کاهش دهد

بورس کالا می‌تواند فاصله قیمت‌گذاری دستوری و واقعیت بازار خودرو را کاهش دهد

در این میان، مساله تنها به نحوه فروش خودرو محدود نمی‌شود. صنعت‌خودرو برای ادامه تولید، توسعه ظرفیت‌ها و نوسازی نیازمند منابع مالی است و بازار سرمایه می‌تواند علاوه‌بر ایجاد بستر شفاف برای معاملات، در تامین مالی تولید نیز نقش پررنگ‌تری ایفا کند. از این منظر، عرضه خودرو در بورس کالا را می‌توان بخشی از بحث بزرگ‌تر اصلاح رابطه میان تولید، بازار، قیمت و تامین مالی دانست.

داریوش بدیعی ثابت در گفت‌وگو با «دنیای خودرو» با تاکید بر ضرورت تقویت سازوکارهای شفاف در بازار خودرو، عرضه در بورس کالا را عاملی برای تعمیق بازار سرمایه، کاهش زمینه‌های رانت و نزدیک شدن فرآیند قیمت‌گذاری به واقعیت‌های اقتصادی عنوان کرد.

با توجه به اختلاف‌نظرهایی که درباره نحوه عرضه و قیمت‌گذاری خودرو وجود دارد، از نگاه شما ورود خودرو به بورس کالا چه تغییری در سازوکار فعلی بازار ایجاد می‌کند و چرا این شیوه را می‌توان یک گام در جهت شفاف‌تر شدن معاملات دانست؟

مساله اصلی این است که قیمت خودرو نباید صرفا حاصل یک تصمیم اداری باشد، بلکه باید مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی از جمله میزان عرضه، تقاضا، هزینه تولید و شرایط بازار را منعکس کند. بورس کالا این امکان را فراهم می‌کند که معامله در یک بستر شفاف انجام شود و قیمت نیز در فرآیندی قابل مشاهده شکل بگیرد.
در چنین ساختاری، اطلاعات مربوط به معاملات برای فعالان بازار قابل رصد است و همین موضوع می‌تواند از شکل‌گیری برخی مناسبات غیرشفاف جلوگیری کند. به اعتقاد من، یکی از مشکلات بازار خودرو در سال‌های گذشته، نه فقط سطح قیمت، بلکه نحوه شکل‌گیری نرخ و فاصله میان قیمت رسمی و نرخ معاملاتی بوده است. هرچه این فرآیند شفاف‌تر شود، امکان تحلیل اقتصادی و تصمیم‌گیری برای تولیدکننده، مصرف‌کننده و سرمایه‌گذار نیز بیشتر خواهد شد.

بخشی از مخالفت‌ها با عرضه خودرو در بورس کالا به این نگرانی بازمی‌گردد که کشف قیمت در بورس ممکن است به افزایش بهای خودرو برای مصرف‌کننده منجر شود. آیا باید قیمت شکل‌گرفته در بورس را لزوما معادل گران‌تر شدن خودرو دانست؟

بین «شفاف شدن قیمت» و «افزایش قیمت» تفاوت وجود دارد. اگر در یک بازار محدودیت عرضه وجود داشته باشد یا هزینه‌های تولید افزایش پیدا کرده باشد، این عوامل در هر صورت بر قیمت اثر خواهند گذاشت. حذف بورس کالا الزاما باعث از بین رفتن این عوامل نمی‌شود، بلکه ممکن است فقط محل شکل‌گیری قیمت را از یک بستر شفاف به بازاری غیرشفاف منتقل کند.
به همین دلیل، برای ارزیابی بورس کالا نباید فقط به عدد نهایی قیمت نگاه کرد. باید دید این قیمت چگونه شکل گرفته، چه میزان عرضه در بازار وجود داشته و چه میزان رقابت میان خریداران شکل گرفته است. اگر هدف سیاستگزار کنترل قیمت مصرف‌کننده است، راهکار پایدار آن افزایش عرضه، کاهش هزینه تولید، ارتقای بهره‌وری و ایجاد رقابت است. نمی‌توان انتظار داشت صرفا با تعیین یک قیمت اداری، مشکلات ساختاری بازار برطرف شود.

یکی از استدلال‌های موافقان بورس کالا، کاهش رانت و واسطه‌گری است. با توجه به تجربه بازار خودرو، این سازوکار چگونه می‌تواند فاصله میان قیمت کارخانه و بازار را تحت‌تاثیر قرار دهد؟

هر زمان که یک کالا با قیمت رسمی پایین‌تر از ارزش معاملاتی آن عرضه شود، یک فاصله قیمتی ایجاد می‌شود. این فاصله به خودی خود می‌تواند انگیزه‌ای برای فعالیت واسطه‌ای ایجاد کند؛ به این معنا که فردی بدون مشارکت در فرآیند تولید، از اختلاف میان دو قیمت منتفع شود.
شفافیت معاملات می‌تواند این وضعیت را تا حدی اصلاح کند. زمانی که فرآیند معامله در یک بازار رسمی انجام می‌شود، قیمت و حجم معاملات مشخص است و امکان رصد رفتار بازار وجود دارد. بنابراین بخشی از منافع ناشی از اختلاف قیمت که در شرایط غیرشفاف ممکن است به واسطه‌ها برسد، می‌تواند در یک فرآیند رسمی‌تر توزیع شود.
البته تاکید می‌کنم که بورس کالا به تنهایی قادر به حذف تمام رانت‌های موجود در صنعت‌خودرو نیست. برای رسیدن به این هدف باید هم‌زمان سیاست‌های مرتبط با واردات، تولید، قیمت‌گذاری، رقابت و توزیع نیز اصلاح شوند.

اگر هدف از عرضه خودرو در بورس کالا افزایش شفافیت است، آیا این شفافیت می‌تواند بر رفتار خودروسازان نیز اثر بگذارد و آن‌ها را نسبت به هزینه، عرضه و عملکرد اقتصادی خود پاسخگوتر کند؟

قطعا شفافیت فقط برای خریدار اهمیت ندارد و تولیدکننده نیز از آن تاثیر می‌پذیرد. وقتی معاملات، حجم فروش و قیمت‌ها در یک بستر مشخص قابل مشاهده باشد، تصویر روشن‌تری از عملکرد اقتصادی شرکت ارائه می‌شود.
این مساله به‌خصوص برای شرکت‌هایی که در بازار سرمایه حضور دارند، اهمیت بیشتری دارد. سرمایه‌گذار باید بتواند ارتباط میان تولید، فروش، درآمد و سودآوری شرکت را بررسی کند. هرچه اطلاعات واقعی‌تر و شفاف‌تر در اختیار بازار قرار گیرد، ارزیابی وضعیت شرکت نیز دقیق‌تر خواهد بود.
از سوی دیگر، شفاف شدن فرآیند فروش می‌تواند به خودروساز کمک کند تا برنامه‌ریزی دقیق‌تری برای تولید و تامین مواداولیه داشته باشد. درنهایت، شفافیت زمانی ارزشمند است که به تصمیم‌گیری بهتر در کل زنجیره منجر شود.

شما به تعمیق بازار سرمایه اشاره کردید. با توجه به این‌که صنعت‌خودرو یکی از بزرگ‌ترین صنایع کشور است، ادامه عرضه خودرو در بورس کالا چه نقشی در توسعه جایگاه بازار سرمایه خواهد داشت؟

بازار سرمایه زمانی می‌تواند نقش واقعی خود را در اقتصاد ایفا کند که ارتباط آن با بخش واقعی اقتصاد افزایش پیدا کند. خودرو به‌دلیل حجم بالای گردش مالی و ارتباط گسترده با صنایع فولاد، پتروشیمی، قطعه‌سازی، حمل‌ونقل و خدمات، می‌تواند در این زمینه اهمیت زیادی داشته باشد.
عرضه خودرو در بورس کالا به این معناست که بخشی از فعالیت اقتصادی صنعت‌خودرو در یک بستر رسمی و قابل رصد انجام می‌شود. این موضوع می‌تواند به افزایش عمق معاملات و تقویت ارتباط میان بازار سرمایه و بخش تولید کمک کند.
از طرف دیگر، توسعه این سازوکار می‌تواند تجربه‌ای برای سایر صنایع باشد. اگر صنایع مختلف بتوانند محصولات خود را در بسترهای شفاف‌تر عرضه کنند، اطلاعات اقتصادی بیشتری در اختیار فعالان بازار قرار می‌گیرد و تصمیم‌گیری اقتصادی نیز می‌تواند بر مبنای داده‌های واقعی‌تری انجام شود.

یکی از مشکلات جدی خودروسازان، کمبود نقدینگی و هزینه بالای تامین منابع است. آیا می‌توان انتظار داشت تقویت ارتباط صنعت‌خودرو با بازار سرمایه، بخشی از این مشکل را برطرف کند؟

بازار سرمایه ظرفیت قابل توجهی برای تامین مالی تولید دارد؛ اما نباید تصور کرد که صرف عرضه خودرو در بورس کالا به معنای تامین مالی مستقیم خودروساز است. این دو موضوع به یکدیگر مرتبط هستند، اما یکسان نیستند.
مساله مهم این است که وقتی یک شرکت فعالیت اقتصادی شفاف‌تری داشته باشد و جریان فروش و درآمد آن بهتر قابل ارزیابی باشد، استفاده از ابزارهای مختلف بازار سرمایه برای تامین مالی نیز می‌تواند تسهیل شود. منابع حاصل از این مسیر می‌تواند در توسعه خطوط تولید، خرید تجهیزات، نوسازی ماشین‌آلات و سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت مورد استفاده قرار گیرد.
صنعت‌خودرو برای عبور از مشکلات فعلی به منابع مالی پایدار نیاز دارد و اتکا به یک منبع خاص نمی‌تواند پاسخگوی این نیاز باشد. بازار سرمایه، نظام بانکی و سایر ابزارهای تامین مالی باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند تا منابع مورد نیاز تولید تامین شود.

با توجه به این‌که صنعت‌خودرو هم‌زمان با مشکل نقدینگی، هزینه‌های تولید و محدودیت سرمایه‌گذاری مواجه است، آیا تقویت تامین مالی از بازار سرمایه می‌تواند به افزایش ظرفیت تولید نیز منجر شود؟

اگر منابع مالی با برنامه مشخص وارد تولید شوند، می‌توانند نقش مهمی در توسعه ظرفیت و افزایش بهره‌وری داشته باشند. مشکل بسیاری از صنایع این است که بخش قابل توجهی از منابع مالی صرف هزینه‌های جاری می‌شود و منابع کافی برای سرمایه‌گذاری بلندمدت باقی نمی‌ماند.
بازار سرمایه می‌تواند بخشی از منابع را به‌سمت پروژه‌هایی هدایت کند که بازدهی آن‌ها در یک دوره زمانی مشخص ایجاد می‌شود. برای صنعت‌خودرو، این موضوع می‌تواند شامل توسعه خطوط تولید، داخلی‌سازی برخی قطعات، ارتقای فناوری و بهبود بهره‌وری باشد.
البته تامین مالی به تنهایی کافی نیست. اگر ساختار اقتصادی بنگاه اصلاح نشود، حتی منابع جدید نیز ممکن است صرف جبران زیان‌های انباشته و هزینه‌های جاری شود. بنابراین اصلاح قیمت‌گذاری، افزایش بهره‌وری، شفافیت مالی و تامین مالی باید هم‌زمان دنبال شوند.

درنهایت اگر بخواهیم نقش بورس کالا را در صنعت‌خودرو فراتر از یک روش فروش ببینیم، این سازوکار چه جایگاهی در اصلاح ساختار اقتصادی صنعت‌خودرو خواهد داشت؟

به اعتقاد من، بورس کالا را نباید یک راه‌حل منفرد برای تمام مشکلات صنعت‌خودرو دانست. این بازار یک ابزار است و کارکرد آن زمانی بهتر نمایان می‌شود که در کنار اصلاحات دیگر قرار گیرد.
اگر عرضه شفاف، رقابت، قیمت‌گذاری منطقی، تامین مالی و دسترسی به اطلاعات در کنار یکدیگر قرار بگیرند، صنعت‌خودرو می‌تواند از یک رابطه دستوری و غیرشفاف فاصله بگیرد و به سمت سازوکارهای اقتصادی قابل پیش‌بینی‌تر حرکت کند.
نکته مهم این است که سیاستگزاری باید به‌جای تمرکز صرف بر قیمت نهایی، کل زنجیره تولید و توزیع را مورد توجه قرار دهد. خودروساز باید امکان تولید اقتصادی داشته باشد، مصرف‌کننده باید از بازار رقابتی و شفاف برخوردار باشد و سرمایه‌گذار نیز باید بتواند با اطلاعات روشن درباره آینده صنعت تصمیم بگیرد. بورس کالا می‌تواند یکی از اجزای این فرآیند باشد و در صورت طراحی درست، نقش بازار سرمایه را در اقتصاد واقعی کشور پررنگ‌تر کند.