در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشود که چگونه میتوان از توسعه حملونقل سبز سخن گفت، درحالی که فناوریهای پاک به کالایی لوکس تبدیل شدهاند؟ واقعیت آن است که تحقق اهداف زیستمحیطی زمانی امکانپذیر خواهد بود که اقشار متوسط و حتی کمدرآمد نیز بتوانند بهخودروهای کممصرف و پاک دسترسی داشته باشند. در غیر این صورت، سهم خودروهای برقی و هیبریدی در ناوگان کشور همچنان ناچیز باقی خواهد ماند و تاثیر محسوسی بر کاهش مصرف سوخت و آلودگی هوا نخواهد گذاشت.
کارشناسان معتقدند یکی از مهمترین موانع توسعه حملونقل سبز در کشور، قیمت بالای خودروهای برقی و هیبریدی است. هزینه واردات، تعرفهها، نرخ ارز و محدود بودن تیراژ عرضه موجب شده قیمت این خودروها چندین برابر توان خرید بخش بزرگی از خانوارها باشد. از سوی دیگر، نبود تسهیلات مناسب خرید و کمبود زیرساختهای شارژ نیز انگیزه خریداران را کاهش داده است.
تجربه کشورهای موفق نشان میدهد توسعه حملونقل پاک تنها با واردات خودروهای گرانقیمت محقق نمیشود. دولتها معمولا با پرداخت یارانه، اعطای وامهای کمبهره، کاهش مالیات، حمایت از تولید خودروهای اقتصادی و گسترش ایستگاههای شارژ، شرایطی را فراهم میکنند که خودروهای برقی به انتخابی اقتصادی برای عموم مردم تبدیل شوند، نه کالایی ویژه برای قشر مرفه.
بهنظر میرسد اگر سیاستگزاران به دنبال کاهش واقعی آلایندگی هوا و مصرف سوخت هستند، باید مسیر توسعه خودروهای برقی و هیبریدی اقتصادی را هموار کنند. حمایت از تولید داخلی، تسهیل واردات خودروهای پاک با قیمت مناسب، ارائه مشوقهای مالی و توسعه زیرساختهای لازم، اقداماتی است که میتواند زمینه فراگیر شدن حملونقل سبز را فراهم کند. در غیر این صورت، تا زمانی که خودروهای برقی و هیبریدی در محدوده چندمیلیاردتومان قیمتگذاری شوند، دستیابی به حملونقل سبز بیش از آنکه یک برنامه عملیاتی باشد، به یک شعار دستنیافتنی شباهت خواهد داشت.